نظریه انگیزه و پاسخجان دالارد

جان دالارد و نیل میلر

جان دالارد به سال 1900 در آمریکا به دنیا آمد.

مطالعات و تحقیقات خود را در رشته های مردم شناسی، جامعه شناسی، روان شناسی و روان کاوی دنبال کرد.

نیل میلر: به سال 1909 میلادی تولد یافت.

شهرت او بیشتر برای تحقیقاتی است که درباره انگیزه های جوانی و کشمکش های درونی و «ماهیت تقویت» صورت داده است.

ساخت شخصیت

دالارد و میلر عنصر با دوام شخصیت را عبارت از عادت می دانند

تعریف عادت: «عادت پیوند یا تداعی است که میان یک انگیزه ویک پاسخ برقرار می گردد»

انگیزه های اصلی و اولی: «اصلاً درونی و مربوط به فیزیولوژی بدن
می باشند مانند گرسنگی و تشنگی

انگیزه های فرعی یا ثانوی: منشعب از انگیزه های اصلی و ناشی از آن ها هستند و بر اثر یادگیری بوجود می آیند انگیزه های اولی و انگیزه های ثانوی از عناصر تشکیل دهنده شخصیت هستند.

رشد شخصیت

تجهیزات فطری نوزاد:

نوزاد مجهز به3 چیز است:

1- حرکات انعکاسی یا بازتاب ها

2- سلسله مراتب فطری پاسخ ها

3- انگیزه های اولی و اصلی

یادگیری

یادگیری: عبارت است از پیوستگی پیدا کردن انگیزه و پاسخ

یادگیری متضمن چهار عامل است:

1- انگیزه

 

2- کمک انگیزه         علامت خارجی انگیزه است و آن عاملی است که حرکتی را که انگیزه   گردیده است به جهت مناسب رهنمون می شود.

3- پاسخ

4- تقویت و پاداش

عادت

عادت با یادگیری چندان فرقی ندارد و در تعریف آن باید گفت «عادت پیوندی است میان یک انگیزه و یک پاسخ»

شخصیت در درجه اول از عادات شکیل می یابد.

اعمالی عالی ذهن

دالاردومیلر به پیروی از هال پاسخ ها را دو نوع می دانند.

1- پاسخ های عملی که در خارج اثر فوری از خود می گذارند.

2- پاسخ های واسطه که راه را برای پاسخ های دیگر هموار می سازند.

استدلال مهمترین عمل عالی ذهن است        پاسخ های درونی را که مولد پاسخ های واسطه هستند جایگزین فعالیت خارجی می کند.

مراحل دشوار شد

دالاردومیلر مانند روان کاوان شش سال اول زندگی را در شکیل شخصیت دارای اثر قطعی می دانند دالارد و میلر مانند فروید مواردی را که در ضمن تربیت کودک در او ایجاد کشمکش می کنند عبارت می دانند از:

1- چگونگی تغذیه نوزاد              2- چگونگی آموختن امور جنسی

3- چگونگی آموختن توالت و طهارت       

4- چگونگی آموختن جلوگیری از ختم و پرخاشگری

کشمکش درونی (تعارض)

رفتار تعارضی را والاردومیلر به صورت پنج فرض اساسی به نظر می آورند.

1- هرچه آدمی به هدف نزدیکتر می شود گرایش او به سوی آن شدیدتر می گردد.

2- هرچه آدمی به محرک منفی نزدیکتر می شود گرایش او به دوری جستن از آن شدت می یابد.

3- در شرایط معین گرایش دوری جستن از هدف سریعتر از گرایش نزدیک شدن به آن است.

4- شدت یافتن انگیزه همراه با نزدیک شدن به هدف یا دور شدن از آن بر سرعت عمل می افزاید. در این حال این گرایش ها در هر مرحله­ای از نزدیکی، شدت بیشتری خواهند داشت.

5- هرگاه دو پاسخ با یکدیگر در مقام رقابت (تعارض) باشند آنکه قویتر و شدیدتر است به وقوع خواهد پیوست

انتقاد نظریه انگیزه و پاسخ

1- در این نظریه تعریف دقیقی از انگیزه و پاسخ داده نشده است.

2- اصولی که توسط آن بیان گردیده اند بیشتر در مورد حیوانات صدق می کند

3- این نظریه درباره ساخت شخصیت چیز تازه ای نمی آموزد و در این باب اتکایش بر نظریه روان کاوی است.

4- این نظریه قسمت هایی از رفتار را مورد بررسی قرار می دهد و به کمک آن نمی توان رفتار آدمی را درک کرد یا پیش بینی کرد.

مقایسه نظریه تحلیل عوامل و نظریه انگیزه و پاسخ

نظریه انگیزه و پاسخ:

کاملاً عینی و متکی بر تحقیقات تجربی و آزمایشگاهی است و توجهش به جنبه ذهنی و بینش درونی رفتار آدمی بسیار ناچیز است.

نظریه ای است کاملاً و اصلاً آمریکایی و درست در نقطه مقابل بسیاری از نظریه های دیگری است که منبع و مأخذد اروپایی دارند.

نظریه تحلیل عوامل

هدفش مکشوف داشتن عواملی است که ملاحظه و مشاهده سطحی از کشف آن ها عاجز می باشد بر خلاف روش های دیگر که بیشتر بر پایه درون نگری و بینش درونی استوار است و نتایج مبهم حاصل می کند نتایج دقیق و ساده به دست می دهد و بیشتر روش آماری را بکار می برند.