![]() |
![]() |
|
| می پویم هنوز |
|
نظریه هولوگرافیک بودن جهان نه تنها واقعیت های ملموس زندگی ما را در بر می گیردبلکه می تواند پدیده های حیرت آوری همچون تله پاتی ، نیروهای فراطبیعی انسان ، وحدت کیهانی ،درمان های معجزه آسا و .... توضیح دهد.مایکل تالیوت قصد دارد به ما جهانی دگرگونه نشان دهد با بصیرتی نو به اطراف خود بنگریم .این کتاب بر خلاف جزم اندیشان،معتقد به همه چیز ، هر اتفاق ناممکن و دور از ذهن،و هر شکل از معجزه میباشد این کتاب سعی دارد به ما بگوید به جای کلمه غیر ممکن است،محال است و امکان ندارد حداقل از واژه نمیدانم استفاده کنیم و بگوییم از فهم من خارج است.مارامطمئن میکند که جام جم در دل ماست کافیست دگرگونه ببینیم . صدف وجود ما از رگ گردن به ما نزدیکتر است بخواهید تا اجابت شوید.آن را از غیر نخواهید در خود بجوئید.در بخش یک بیان شد : طبق نظریه ی هولوگرافیک تمام موجودات جهان از یک هم بستگی ماهوی برخوردارند که این هم بستگی در لایه ی اصیل نظم (نظم مستتر) برقرار است و در واقع آن چیزی که ما از آن به عنوان نظم در جهان نام می بریم چیزی نیست جز نظم نامستتر(قابل رویت)؛ در عالم رویا ما وارد آن نظم مستتر(پنهان) می شویم و هر یک در حد توان خود در آن دست به برقراری ارتباط می زنیم که با توجه به اینکه در نظم مستتر از هم بستگی با بقیه ی جهان برخورداریم عجیب نیست که خود را در ارتباط های گاه عجیب می بینیم.هر وقت هم سایشی بین دو جهان موازی بوجود بیاید لایه های حقیقت با هم برخورد می کنند و این پدیده ایست که از آن با عنوان الهام یاد می کنیم. جهان هولوگرافیک به اثبات جهانی میپردازد که هر ذره آن ویژگیهای کل خلقت را با خود همراه دارد . . تفسیر هولوگرام بخشی از کوشش های دانشمندان معاصر برای تبیین واقعیات آشنا ، خرق عادتها و راههای قابل توضیح دیدارهای فراعینی و معجزه ها و غیره و قانون حاکم برآن از منظر توانایی های مغز بشری و کارکرد آن است. قسمت دوم نمونه هایی برای .....
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1390/06/24ساعت توسط محمد حسینی |
|
|
دلیل اینکه آرومم، امید لمس
دستاته |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1390/02/28ساعت توسط محمد حسینی |
|
|
یک سگ است و در هزاران میرود هرکه در وی رفت او، او میشود هر که سردت کرد ، می دان کو در اوست دیو پنهان گشته اندر زیر پوست دفتر دوم / 640 به بعد/مولانا اگر هزار دزد بیرون بیایند، در را نتوانند باز کردن، تا از اندرون دزدی یار ایشان نباشد که از اندرون باز کند. هزار سخن از بیرون بگوی، تا از اندرون مصدّقی نباشد، سود ندارد / فیه ما فیه آن که بینای عیوب خود شد، از دیدن عیوب مردم کور میگردد. حضرت علی(ع) عشق چون کشتی بود بهر خواص کم بود آفت، بود اغلب خلاص (دفتر چهارم/1407) کلام حقیقت عاری از آراستگی و کلام آراسته عاری از حقیقت است. دائو تا تو در اثبات و محوری، مبتلایی؛ فرخ آن کس کو ازین هر دو کناری جست و ناگه از میان شد (عطار) رها از آرزوها می توان اسرار را درک کرد. در بند آرزو تنها می توان جلوها را دید (دائو) هر که وارست از هوا و آرزو جان او شد محرم اسرار هو (محمد لاهیجی) ساقیا پیمانه پرکن زان که صاحب مجلست آرزو میبخشد و اسرار میدارد نگاه به راستی انسان رودی آلوده است، دریا باید بود تا روی آلوده را پذیرفت و ناپاکی نپذیرفت.(نیچه) آن که بینای عیوب خود شد، از دیدن عیوب مردم کور میگردد. حضرت علی(ع) مرغی بودم پریدم از عالم راز تا بو که رسم من از نشیبی به فراز اینجا چو نیافتم کسی محرم راز زان در که بیامدم برون رفتم باز مولانا: جان کشیده سوی بالا بالها تن زده اندر زمین چنگالها نیچه: درخت هر چه بیشتر بخواهد به سوی بلندی و نور سرافرازد، ریشههایش سختر میکوشند در زمین، در فروسو، در تاریکی، در شر فرو روند. نیچه: به راستی انسان رودی آلوده است، دریا باید بود تا رودی آلوده را پذیرفت و ناپاکی نپذیرفت. حدیث قدسی: کنت کنزاً مخفیاً فاحببتُ ان اعرف فخلقت الخلق الاعرف من گنجی پنهان بودم، دوست داشتم شناخته شوم پس خلق را آفریدم تا شناخته شوم. حب: دوستی، احببت: دوست داشتم = عشق: ← سبب آفرینش عالم عشق است. حدیث قدسی: مَن عشق و عَفّ و کَتِم و ماتَ . ماتَ شهیدا کسی که عشق بورزد و در عشق پارسا و پاکدامن باشد و آن را از غیر بپوشاند و پنهان دارد چون بمیرد مرگش در حکم شهادت است. آینه گر عیب تو بنمود راست خود شکن آیینه شکستن خطاست |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1389/08/05ساعت توسط محمد حسینی |
|
|
ما گناه را با خود حمل مي كنيم و هرگز نمي توانيم منكر آن شويم برادر ما هميشه برادر ماست، سايه ما هميشه با ماست گناه هم همينطور است. ممكن است در ناخودآگاه جمعي فعاليت مستقلي وجود داشته باشد كه از نگرش غلطي در خودآگاه ناشي شود. مثلاً نگرش خودآگاه اينگونه باشد كه بدانيد كه قابل اعتماد نيستيد؛ با خود مي گوييم آدم ديروزي مُرد: من از امروز خالص شده ام اما روز بعد كارها را از سر مي گيريد. اين فرمول ساخته مسيحيت است. از امروز ديگر اين كار را نمي كنم. معناي گناه اصلاً اين است كه با خود حملش مي كنيم و با آن زندگي مي كنيم. مرتكب گناه ميشويم و اگر انكارش كنيم به ناخودآگاه جمعي مي رود و در آنجا تلاطم به بار ميآورد. ناخودآگاه جمعي از دل تاريكي به صورت يك نوع شخصيت واكنش نشان ميدهد. مرد پرهيزگار با خودش مي گويد: «نه اينطور نيست!» و سايه اش را پس مي راند. اما رفته رفته تخيلات جنسي او را از پاي بدر مي آورند و معمولاً زني برهنه. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1389/02/13ساعت توسط محمد حسینی |
|
|
نقطه اوج در كل ماجراي گاوبازي لحظه اي است كه گاو بي حركت ميايستد و گيج و سرگشته به ماتادور نگاه مي كند و ماتادور در برابر گاو ژست تحقيركننده اي ميگيرد تا تسلط كامل خود را بر او نشان دهد. در آن توده درهم و برهم ناخودآگاه، در آن پسزمينه سياه بربريت، ماتادور نقطه كنترل كامل خودآگاه است. و اين معناي نماد گاوبازي است: بايد كنترل كامل خودآگاه داشت، بايد منش كامل و شجاعت و جسارت بيكران داشت تا بتوان در آغوش بربريت زندگي كرد. اگر ضعف نشان بدهي كارت تمام است. گاوكشي نماد لاهوت و گاوكش قهرمان است، زيرا در آن توده تاريك سودا و خشم، در آن عدم كنترل و نظم، او يگانه نقطه روشن است، تجسم كامل هماهنگي و انضباط است (ص 108 تحليل رويا) گاو نيرويي است طبيعي، حيوان افسار گسيخته ، كه لزوماً ويرانگي نيست، ما عليه جهان درون خود پيش داوري الهي داريم، ولي حيوان كه ابليس نيست، همانطور كه فرشته هم نيست. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1389/02/13ساعت توسط محمد حسینی |
|
|
كرم:غوزة نارسي را در خواب باز مي كنيد درونش كرمي را مي بينيد كه غوزه (پنبه وانشده) آفت زده است. مزرعه داران از كرم (آفت) مي ترسند چرا كه منجر به كاهش ارزش محصولشان مي شود. در كتاب انجيل از گناه به «كرم زنده» نام برده. كرم از زمين بدون منفذ، از درون ميوه بدون درز خارج ميشود. نامرئي است بدن انسان نزديكترين چيزي است كه با خاك و زمين سر و كار دارد. خدا انسان را از خاك و گل آفريد پس بدن ما همچون خاك است و كرم يك موجود بي مهره. فقط اعصاب سمپاتيك دارد كه ابتدايي ترين صورت زندگي عصبي است. پس كرم به اعصاب سمپاتيك مرتبط ميشود اين يعني صورت ساده و بسيط حيات، كاملاً پيش از آگاهي (ميوه ممنوعه) كه زندگي منفصل را تداعي ميكند يك كرم نواري هر قسمتي از آن خودش است كه قابل تكثير است. اگر زندگي كاملاً قسمت قسمت باشد، كاملاً ناآگاهانه (ناخودآگاه) نيز هست. نشري در كار نيست. در اين شرايط از خودآگاه اصلاً خبري نيست پس كرم نماد مخربي براي خودآگاه محسوب ميشود. اگر كرم سيطره پيدا كند يك شيزوفرني خواهيم شد. صداها تفكيك خواهد شد و آگاهي ما منفك خواهد گشت. از طرفي كرم در غوزه خود را نمايان مي كند در غنچه گياه كه خوراك كرم است غنچه نيز از هيچ مي رويد از ناخودآگاه مطلق و نامرئي ميرويد، و كرم در اين غنچه زندگي ميكند غوزه پنبه سفيد است همچون لوح سفيد قلب ماست كه بر ان هيچ ننوشته اند. سفيد و معصوم كه اولين چيزي كه خرابش خواهد كرد كرم است. در بهشت آدم و حوا نيز ماري پيدا شد و آن معصوميت پاك را سياه كرد مار به درخت دانش نيك و بد مربوط ميشود. كرم تلاشي براي آغاز عصر طلايي تكامل است. نمادگرايي كرم، نمادگرايي آغاز پليدي ، ابتلا و تخريب است. و از سويي آغاز دانش است. داني اولين سوال چرا رنج مي كشيم؟ وضعيت ناخودآگاه قبل تر از خوردن ميوه دانش است ماقبل بهشت و زندگي تفكيك شده است. من منم و او (حوا) اوست. پس از ديدي عميقتر كرم موهبتي خواهد بود. وقتي در بطن زهدان مادر هستيم به چيزي نياز نداريم اما آگاه هم نيستيم. گويي طبيعت مي كوشد در ما آگاهي ايجاد كند. اما داشتن آگاهي خوب است يا بد؟! همه اذعان دارند كه خطرناك است اما ما را صاحب معرفت ميكند. در كتب مقدس حوا سيب را به آدم (مرد) داد تا بخورد شايد اشاره دارد كه آگاه شدن از خود در مرد كم خطرتر از زن باشد. همواره هستند كساني كه خود را همواره باكره رواني نگاه ميدارند ناآگاه ميمانند از معصوميت خود مي ترسند كساني كه هرگز ازاله بكارت رواني را طي نكرده اند كاري كه آدم كرد. مار به آدم و حوا ميوه ممنوعه را پيشنهاد كرد بخورند تا آنان دريابند آسمان چقدر ناقص است. از ديد يونگ كليساي قرن دوم و سوم مانند كرم نواري درازي بود كه هيچ گونه سنتزي در آن وجود نداشت و مي بايست به هر قيمتي از آن خارج شوند آنان فقط اطاعت از مرجع را بپذيرند و توانايي درك خودآگاهي بالاتر را نداشتند. با گذشت زمان تاريكي غيرقابل تحمل شد و تولد از زهدان براي ديدن روشنايي به دست مادر طبيعت اجباري گشت. هر نوع تحول ذهن انسان فقط تا جايي پيش مي رود كه جمعيت معيني از آن حمايت كند. ناپختگي و عدم بلوغ جامعه موجب هراس جمع ميشود. اگر اين تحول ذهني از حد معيني بگذرد اجتماع مانع از ادامه آن مي شود آدمها به جناح ها و گروههاي متخاصمي تجزيه ميشوند ولي قبل از هرج و مرج كامل، غريزه جمعي محدوديتي ايجاد مي كند و امور را دوباره سامان ميدهد البته در سطحي بالاتر. خيلي از آگاهي ها از آگاهي عاليتر ميترسند. زيرا به صورت مسئوليت بيشتر و خطر بيشتر جلوه مي كند. هر سطح آگاهي كشته هاي فراواني بر جامعه تحميل ميكند. با آمدن موسي (ع) جنگ فراعنه با برده هاي يهود شكل ديگري گرفت؛ با آمدن مسيح (ع) كشتارهاي زيادي آغاز شد. با آمدن محمد (ص) نيز جامعه مجبور به پرداخت هزينه بدست آوردن آگاهي شد همان ميوه ممنوعه اي كه دست به دست در جامعه ها و تمدنها از گذشته تا حال ادامه مي يابد. اين غني ترين دليل براي مخالفت و عدم پذيرش تغيير در هر حالي از فرد تا جمع براي بشر است. اما جامعه به سطح آگاهي بالاتري نخواهد رسيد. پرومتئوس آتش را از خدايان ربود و مجازاتش اين بود كه سلها كركس اندامش را بدرد. پزشكاني كه پرتو x (ايكس) را كشف كردند از جان خود گذشتند. گاليله با تشكيلات تفتيش عقايد مواجه شد. روميان به شدت از مسيحيان نفرت و وحشت داشتند. گسترش اسلام در شرق و جنگ هاي صليبي سطح ديگري از آگاهي را نشان ميداد. در روسيه صدها سال ناآگاهي تزار حاكم بود و ناگهان كمونيست اين لايه را شكست و كشتارها اتفاق افتاد. لايه خود كمونيست نيز شكست و كشتار همچنان ادامه دارد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1388/09/21ساعت توسط محمد حسینی |
|
|
بشقاب پرنده: دکتر ژاک واله Dr. Jacques Vallee ، فیزیکدان فضا و یکی از معتبرترین پژوهشگران پدیدة بشقابهای پرنده و الگوی شخصیت لاکومب Lacombe در فیلم «برخورد نزدیک از نوع سوم close ecountens of the third kind گفته: این پدیده به واقع بیانگر رفتار یک تصویر است، یا یک فراکنش هولوگرافیک. این موضوع برخی مصادیق مثلث برمودا را نیز تبیین مینماید و رازهای مثلث برمودا فابل فهمتر و ملموستر میگردد.
رفتار بشقابهای پرنده چیزی نیست که آدم از طرز رفتار یک شی فیزیکی انتظار دارد. آنها سرعتهای بالایی دارند و ناگهان به زاویة نود درجه تغییر جهت میدهند یا برای مدتی در فضا ثابت میایستند. از آنجا که کیفیات غیرفیزیکی و هولوگرام گونة پدیدة بشقاب پرنده به چشم پژوهشگران به طور روزافزون آشکار میشود، پارهای از آنها چنین استنتاج کردهاند که این اشیا به جای آنکه هستیهایی از جهان دیگر باشند، دیدارکنندگانی از ابعاد دیگر یا سطوح دیگر واقعیتاند هر چند عدهای دیگر همچنان معتقد ماندهاند که منشا بشقاب پرنده فرازمینی است. با این حال توضیحات این عده برای تبیین بسیاری از وجوه شگفتآور این پدیده کافی نیست، نظیر اینکه چرا سرنشینان بشقاب پرنده به طور رسمی خود را معرفی نمیکنند و یا دست به اعمالی مهمل و نامعقول میزنند و غیره. شواهد روزافزون بیان میدارد که برخورد با سفینههای فضایی بیشتر تجربة ذهنی یا روانشناختی بوده تا تجربهای عینی. فیالمثل بنگریم به واقعة معروف. سفر متوقف شدة بتی و بارنی هیل،...... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1387/12/25ساعت توسط محمد حسینی |
|
|
خوان نوروزي : با نزدیک شدن سال نو خوش دیدم کمی از سفره شب عید بگم. همونطور که میدانید نوروز جشن تجديد حيات و بازگشت زندگي به طبيعت، نوروز به مثابه جشني در باب آفرينش و نوروز همچون تجليگاه ابعاد فرهنگي ايران و جهانه ...و خوان نوروزی نماد کل هستی بر سر سفره هر ایرانیست امام صادق(ع) در مورد نوروز فرمود: قسم به خانه عتيقي كه در مكه قرار دارد .....
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1387/12/25ساعت توسط محمد حسینی |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
کمتر از ذرّه نه اي پست مشو مِهر بورز تابه خلوتگه خورشيد رسي چرخ زنان
|
| پیوندهای روزانه |
|
ماندالا و حج تاروت ثورا tarot ذهن بي انتها جسم پردوام مرگ میکلانژ حيوان ديو و دلبر ميترائيسم و كريسمس Abraacadabra سنگ جاودانگی آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
خودشناسی روانشناسی اقتصاد نماد ها خلاصه کتاب فلسفه دین جامعه اعترافات جملات کوتاه هنر |
| پیوندها |
|
کی میدونه!؟ چرخ خورشید |
|
RSS
|